پیش از پرداختن به پاسخ، لازم است مراد از «تحریف در قرآن» روشن شود. قرآن پژوهان و مفسران برای تحریف تا هفت معنا برشمردهاند، اما معنایی که مرکز گفت و گو شده، عبارت است از: پدید آمدن هرگونه زیاده یا کاستی در متن قرآن موجود. تحریف به زیاده، معتقدان چندانی ندارد و تقریباً نظریهای متروک است. بیشتر بحث در دایرة تحریف به کاستی و نقصان در قرآن مطرح است که اکثر دانشمندان مسلمان – اعم از شیعه و سنی – با ردّ هرگونه ادعای تحریف این گونه در قرآن، به دلایل زیادی استناد کردهاند تا پیراستگی ساحت قرآن مجید را از هرگونه دخل و تصرف به اثبات برسانند. قرآن کریم معجزه جاویدان، و سند رسالت حضرت محمد(ص) است.
این کتاب آسمانی ویژگیها و امتیازاتی دارد، از جمله این که از آغاز نزول تا کنون از تحریف مصون مانده، و قرآن فعلی بدون کم و زیاد همان قرآنی است که بر پیامبر نازل شده، چرا که حافظ و پاسدار قرآن، خدای قادر و توانا است: «إنّا نحن نزّلنا الذکر و إنّا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کردیم و ما خود نگهدار آن خواهیم بود».(1)
در این آیه خدا خویشتن را ضامن نگهداری قرآن معرفی کرده است. از این جا معلوم می شود که اگر جن و انس و تمام قدرتها بر ایجاد تحریف در قرآن متحد شوند، هیچ کاری از پیش نخواهند برد. از این رو خدا فرمود: «همانا این قرآن، کتابی نفوذناپذیر است که نه از پیش رو و نه از پس، باطل به آن راه ندارد و از جانب خداوند حکیم و ستودنی نازل گشته است».(2)
دلایل عدم تحریف قرآن
1. گذشته از دلایل قرآن که در بالا نمونههایی از آن اشاره شد، عدم تحریف قرآن دلایل دیگری نیز دارد. از جمله:
1. گواهی تاریخ
بنا به گواهی غیر قابل تردید تاریخ، امکان تحریف و دستکاری قرآن وجود نداشته؛ زیرا قرآن کتابی است که از روز اوّل مورد عنایت و اهتمام مسلمانان بوده است. قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده است: قانون اساسی، دستور عمل زندگی، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسمانی و رمز عبادت و بندگی. قرآن کتابی بود که مسلمانانِ همواره در نماز و مسجد و خانه و میدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب، از آن استفاده می کردند.
از تواریخ اسلامی استفاده می شود که تعلیم قرآن را مِهر زنان قرار می دادند. اصولاً تنها کتابی که در همه محافل مطرح بود و هر فردی را از آغاز عمر با آن آشنا می کردند و هر کس می خواست درسی از اسلام بخواند، آن را به او تعلیم می دادند، قرآن مجید بود.
با توجه به این که قرآن به صورت یک مجموعه، با همین شکل فعلی در عصر پیامبر جمع آوری شده بود،(3) و مسلمانان سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت می دادند. اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته می شد که چه اندازه از آیات را حفظ کرده باشند. شمار حافظان قرآن به اندازه ای زیاد بود که در تواریخ می خوانیم در یکی از جنگها که زمان ابوبکر واقع شد، چهارصد نفر از قاریان قرآن به قتل رسیدند. در داستان "بئر معونه" (یکی از آبادیهای نزدیک مدینه) و جنگی که در آن منطقه در زمان حیات پیامبر(ص) اتفاق افتاد، می خوانیم که جمع کثیری از قاریان در حدود هفتاد نفر شربت شهادت نوشیدند.(4)
از این مطالب روشن می شود که حافظان و قاریان و معلّمان قرآن آن قدر زیاد بودند که تنها در یک جنگ این تعداد شهید شدند، چرا که قرآن فقط قانون اساسی برای مسلمانان نبود، بلکه همه چیز آنها بود، مخصوصاً در آغاز اسلام که هیچ کتابی جز آن نداشتند و تلاوت و قرائت و حفظ و تعلیم و تعلّم مخصوص قرآن بود. قرآن یک کتاب متروک در گوشة خانه و یا مسجد که گَرد و غبار فراموشی روی آن نشسته باشد نبود تا کسی از آن کم کند یا بر آن بیفزاید.
حفظ قرآن به عنوان یک سنت و عبادت بزرگ همیشه میان مسلمانان مطرح بوده و هست، نیز بعد از پیدا شدن صنعت چاپ که سبب شد این کتاب به عنوان پرتیراژترین کتاب در کشورهای اسلامی چاپ و نشر گردد، باز حفظ قرآن به عنوان یک سنت دیرینه و افتخار بزرگ، موقعیت خود را حفظ کرد، به طوری که در هر شهر و دیار همیشه جمعی حافظ قرآن بوده و هستند. اکنون در بعضی کشورهای اسلامی مدرسههایی وجود دارد که برنامه شاگردان آن در درجة اوّل حفظ قرآن است. سنت حفظ قرآن از عصر پیامبر(ص) و به دستور و تأکید آن حضرت در تمام قرون ادامه داشته است. هم چنین سنت قرائت قرآن در شبها و روزهای متعدد و ثواب بسیاری که برای قرائت ذکر شده است. با چنین وضعی اصولاً تحریف قرآن امکان پذیر نبوده است.
2. وجود کاتبان وحی: علاوه بر همه، پدیدة نویسندگان وحی نباید فراموش شود، یعنی کسانی که بعد از نزول آیات بر پیامبر آنها را یادداشت می کردند. شمار حافظان را از چهارده تا چهل و سه نفر نوشته اند.
بنا به نقل ابوعبدالله زنجانی در کتاب "تاریخ قرآن" پیامبر(ص) نویسندگان متعددی داشت که وحی را یادداشت می کردند و آنها چهل و سه نفر بودند که بیش از همه "زیدبن ثابت" و امیر مؤمنان علی بن ابیطالب(ع) در امر کتابت قرآن ملازم پیامبر در این رابطه بودند".(5)
آنها در برخی موارد آنچه را که نوشته بودند، برای پیامبر میخواندند تا هر گونه اشتباه احتمالی رفع شود. کتابی که این همه نویسنده داشته، چگونه ممکن است تحریف شود؟
3. دعوت همة پیشوایان اسلام به قرآن موجود:
بررسی کلمات پیشوایان بزرگ اسلام نشان می دهد که ایشان از آغاز اسلام، مردم را به تلاوت و عمل به قرآن موجود دعوت می کردند، و این ثابت میکند که کتاب آسمانی به صورت یک مجموعه دست نخورده در همة قرون، از جمله قرون نخستین اسلام موجود بوده است.
مولای متقیان علی(ع) بعد از رسیدن به خلافت هیچ اشاره ای به کم یا زیاد شدن قرآن نفرمود؛ نه تنها این کار را نکرد، بلکه بارها مردم را به عمل و چنگ زدن به قرآن موجود دعوت نمود. اگر کم و زیادی در قرآن پیش آمده بود،مسلّماً آن حضرت قرآن اصلی را بر مردم عرضه می نمود.
4. خاتمیت:
پس از قبول خاتمیت پیامبر(ص) و این که اسلام آخرین آیین الهی است، و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود، چگونه می توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر را پاسداری نکند؟ (8)
چون یکی از دلایل نبوتهای تازه، تحریف کتاب آسمانی بوده است و اگر تحریف در قرآن صورت گرفته بود، باید پیامبری از طرف خداوند برای اصلاح می آمد، در حالی پیامبر اسلام، خاتم پیامبران شناخته شده است.
با توجه به این دلایل و دلایل دیگر که در کتابهای علوم قرآنی نوشته شده است،(9) علما و دانشمندان و مفسران اسلامی، با قاطعیت تمام، تحریف قرآن را ردّ کرده و معتقد شدهاند که قرآن مجید به هیچ وجه تحریف نشده و نخواهد شد.
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: «یکی از ضروریات تاریخ اسلام این است که در 14 قرن قبل، محمد(ص) مبعوث به نبوت شده، کتابی آورده که آن را قرآن نامیده، در طول حیاتش مردم را به آن شریعت دعوت کرده، نیز از مسلّمات تاریخ است که با همین قرآن تحدّی کرده و آن را معجزه نبوت خود خوانده، نیز هیچ حرفی نیست که قرآن موجود همان قرآنی است که او آورده و برای بیشتر مردم معاصر خودش قرائت کرده است».(10)
امام خمینی(ره) می فرماید: «هر کس از اهتمام مسلمانان به جمع آوری قرآن و حفظ و ضبط قرائت و کتابت آن با خبر باشد، به سستی و بطلان پندار تحریف پی می برد. اخباری که اهل تحریف به آن تمسک جسته اند، چنان ضعیف است که نمی توان بدان استدلال نمود، یا اخباری جعلی بوده که نشانههای جعل از سر و روی آن می بارد، و یا مفهوم آن به قدری بیگانه و دور از واقعیت است که نمی توان به آن اعتنا کرد».(11)
تحریف آن به معنای افزودن چیزی بر قرآن، میان مسلمانان هیج گویندهای ندارد، اما تحریف به معنای کاستن از آیات، تنها برخی از علما بدان معتقد بودند. این را هم علمای شیعه و سنی جواب قاطع داده اند، تا جایی که مرحوم شیخ صدوق عقیده بر «مصونیت قرآن از تحریف» را از اصول شیعه دانسته و می فرماید: «اعتقاد ما این است: قرآنی که خدا بر حضرت محمد(ص) نازل فرمود، همان است که در یک مجلد و در دسترس همة مردم قرار دارد. هر کس به ما نسبت دهد که میگوییم قرآن بیش از این است، مسلّماً دروغگو می باشد».
پی نوشتها :
1. حجر (7) آیه 9.
2. فصلت (41) آیه41 و 42.
3. تفسیر نمونه، ج1، ص 8 - 10؛ قرآن هرگز تحریف نشده، آیت الله حسن زاده، آملی ص 28.
4. تفسیر نمونه، ج11، ص 23.
5. ابوعبدالله زنجانی، تاریخ قرآن، ص 24.
6. تفسیر نمونه، ج 11، ص 21 - 26.
7. قرآن هرگز تحریف شده؛ آیت الله خویی، بیان، ج 1، ص 305.
8. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان (ترجمه) ج 12، ص 150.
9. محمدهادی معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ص 69 (حاشیه حضرت امام بر کفایة الاصول، بحث حجت ظواهر.
10. آیت الله جوادی آملی، تسنیم، ج1، ص 99.
11. باب حادی عشر (اعتقادات صدوق)، ص 93.
-----------------
ادله عدم تحریف قرآن و تحریف کتاب آسمانی دیگر چیست؟
برای اثبات مصونیت قرآن کریم از تحریف ادله متعددی که از زوایای گوناگون این مطلب را مورد توجه قرار داده اند، ذکر شده است که به اختصار بیان می کنیم و تفصیل آن را به کتبی که در این زمینه تألیف شده واگذار می کنیم:الف) شواهد تاریخی:
1- دستورها و توصیه ها و اهتمام ویژه پیامبر اکرم در مورد تلاوت و حفظ و کتابت قرآن کریم که سبب توجه و عنایت خاص مسلمانان به این امر به عنوان یکی از وظایف مهم دینی گردید.
2- علاقه زایدالوصف عرب معاصر قرآن نسبت به قرآن کریم به جهت فصاحت و بلاغت و آهنگ معجزه آسای آن، در کنار توصیه های نبی اکرم، عامل مضاعفی در انس هر چه بیشتر آنان با قرآن و اهتمام به تلاوت و حفظ آن می گردید.
3- با توجه به مبارزه طلبی قرآن مبنی بر این که اگر قادرید «یک آیه مثل آیات قرآن بیاورید» اگر دست جعل و تحریف در قرآن راه پیدا می کرد به عنوان دستاویز کافران چه از اهل کتاب (یهود و نصارا) و چه غیر آنان مورد تمسک قرار می گرفت و به تواتر تاریخی نقل می شد. چون انگیزه برای نقل آن قوی بود و می توانست مهم ترین دستاویز علیه اسلام باشد.
4- حساسیت ویژه مسلمانان نسبت به هر گونه تغییر در قرآن کریم. با توجه به توصیه های پیامبر اکرم و اهتمام و انس مسلمانان به تلاوت و حفظ و کتابت قرآن کریم و با توجه به مقدس و احترام ویژه ای که برای قرآن کریم به عنوان منبع و مرجع اصلی و قانون مدون برای تمام شؤون حیات فردی و اجتماعی خویش قائل بودند براساس شواهد تاریخی مسلمانان حساسیت ویژه ای نسبت به حفظ و صیانت قرآن از هرگونه تغییری از خود نشان می دادند. به گونه ای که حتی نسبت به حذف یک «واو» از قرآن کریم شدیدترین عکس العمل ها را نشان می دادند و شمشیر را از نیام بیرون می کشیدند (همچنان که در مورد واو «والذین یکنزون الذهب» نقل شده است .رک: الدر المنثور، ج 3، ص 232 - دراسات و بحوث فی التاریخ والاسلام، ج 1 ، ص 94 - المیزان، ج 9، ص 256)
5- اگر به هر شکل دست جعل و تحریف به قرآن راه می یافت به تواتر نقل می شد. زیرا انگیزه برای نقل آن قوی بود. چرا که می توانست به عنوان مهم ترین دستاویز کفار اعم از اهل کتاب (یهود و نصارا) و غیر آنان، علیه اسلام به کار گرفته شود. به ویژه تحریف به زیاد کردن واضافه کردن به قرآن، با توجه به تحدی و مبارزه طلبی قرآن و این که اگر می توانید یک آیه مانند قرآن بیاورید، در دورانی که عرب از سخنوران و شاعرانی در اوج فصاحت و بلاغت بهره می برد هرگز نتوانست جز اظهار عجز پاسخی دهد و هرگونه تلاشی در این زمینه شکست خورد. چرا که آیات قرآن از نظر بلندی و اوج محتوایی و استحکام آن از نظر فصاحت و بلاغت و نثر موزون و آهنگین، آن چنان بود که هیچ سخنی توان برابری با آن را نمی توانست داشته باشد و همچنان این گونه است به طوری که به آسانی کلام بزرگان دین چون امیر بیان علی(ع) نیز از آیات قرآنی متمایز وجه است.
6- در هیچ مقطعی از تاریخ، قرآن مفقود نشده است و همچنین هیچ گاه کسانی به جای قرآن رایج، ادعای وجود قرآنی دیگر به عنوان قرآن اصلی، نکرده اند و یا هیچ گاه نزاعی و دعوایی بر سر تغییر، حذف یا زیادت آیات قرآن در میان مسلمانان رخ نداده است. با توجه به انشعابات و فرقه های فراوانی که در بین مسلمانان پیدا شده با همه اختلافاتی که با یکدیگر دارند هیچ کدام بر سر قرآن کریم و این که این قرآن، قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم است کوچک ترین اختلافی ندراند. بلکه همواره در تمام استدلال های خود به قرآن به عنوان منبع و مرجع اصلی استدلال می کرده اند.
و در طول تاریخ، بالاتفاق سینه به سینه و نسل به نسل قرآن رایج را حفظ و منتقل کرده اند. اگر کوچک ترین تغییر و تحریفی صورت می گرفت. با توجه به اهتمام مسلمین به حفظ قرآن، منشأ نزاع و خونریزی می گردید و به تبع اگر هر یک از امور فوق رخ می داد با توجه به انگیزه کفار و این که می توانست دستاویز خوبی برای آنان باشد، آن را نقل می کردند. در حالی که هیچ یک از امور فوق حتی توسط مشرکین و کفار و یهود و نصارا نقل نشده است.
7- کتابت قرآن در زمان حیات رسول گرامی اسلام. یکی از عواملی که موجب حفظ و مصونیت قرآن کریم از تحریف شد، این بود که با اهتمام نبی اکرم، عین الفاظ وحی در زمان خود حضرت نوشته شد (القرآن و دعاوی التحریف، رسول جعفریان، فصل سوم، ص 29)
کتابت قرآن کریم در زمان نبی اکرم از عوامل مهم و اساسی بود که مانع شد قرآن همانند تورات و انجیل دستخوش تحریف شود. درست برخلاف انجیل که به گفته خود مسیحیان مجموعه مکتوباتی است که سال ها پس از حضرت عیسی، توسط شاگردان وی نوشته شده است (کلام مسیحی، توماس میشل، ترجمه حسین توفیقی، ص 26)
به علاوه مؤلفین انجیل نیز، عین کلام وحی را ننوشته اند. بلکه با محدودیت های زبانی خود و با نگارش مخصوص خود چیزهایی را که به ذهنشان خطور می کرده، نوشته اند (همان)
ب ) بررسی محتوایی: یکی از راه های شناخت این که آیا کتاب الهی دستخوش دگرگونی و تحریف گردیده یا نگردیده است بررسی محتوایی آن است. یکی از دلایلی که اندیشوران آن را به عنوان محکم ترین ادله بر عدم تحریف قرآن دانسته اند، مضامین عالیه و مستحکم و عمیق با بیانی در اوج فصاحت و بلاغت است که خود قرآن هم بر همین اساس تحدی و مبارزه طلبی کرده است. قرآن از مباحث دقیق و معارف بلند توحیدی گرفته تا سایر آموزه های آن، همگی از انسجام استحکام و دقت و ظرافت و عمق و ژرف نگری خاصی برخوردار است. توحیدی که در قرآن تبیین شده با خداشناسی تورات و انجیل قابل مقایسه نیست. خدای تورات با یعقوب کشتی می گیرد، پیامبر تورات و انجیل مرتکب افعال زشت می شود و...
ج ) تواتر قرآن: یکی از اموری که موجب قطع و یقین است تواتر در نقل است. یکی از ادله ای که برای عدم وقوع تحریف در قرآن اقامه می شود نقل قرآن کریم به صورت متواتر در تمام اعصار در طول چهارده قرن تا به امروز است.
د ) دلیل عقلی: این دلیل از دو مقدمه تشکیل شده است. مقدمه اول: خداوند، قرآن را برای هدایت بشر فرستاده است. مقدمه دوم: با توجه به خاتمیت دین و پیامبر اسلام، اگر قرآن تحریف شود، پیامبر دیگری که راه صحیح را به مردم نشان دهد نخواهد آمد و مردم گمراه خواهند شد. بدون آن که در این گمراهی تقصیری متوجه آنان باشد. بلکه این گمراهی مستند به عدم حفظ قرآن از سوی خداوند خواهد بود و این نقض غرض و مخالف با حکمت الهی است.
حکمت الهی اقتضا می کند خدای تعالی کاری انجام دهد که بندگانش را به طاعت نزدیک و از معصیت دور سازد. دینی که پایان بخش ادیان آسمانی و جاویدان است می بایست بنیاد و پایه های آن چنان محکم و استوار باشد که طوفان حوادث روزگار آن را نلرزاند. بر این اساس، خداوند ضمانت نموده تا قرآن را همواره از تحریف مصون و محفوظ نگه دارد. «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (حجر، آیه 9)
ادله وقوع تحریف در تورات و انجیل:
1- به اعتراف خود مسیحیان، کتاب مقدس توسط نویسنده های بشر تألیف شده و نه عین کلام وحی است و نه عین کلام، حضرت عیسی. بلکه تراوش های ذهنی این نویسندگان است. لکن معتقدند خداوند به آنان توفیق داده و آنان را به گونه ای یاری کرده که فقط آن چه را که خدا می خواسته نوشته اند (کلام مسیحی، توماس میشل، ترجمه حسین توفیقی، ص 26)
لیکن برای این ادعای خود دلیلی اقامه نمی کنند.
2- به اعتراف خود مسیحیان، هیچ یک از نسخه های اصلی کتاب مقدس در دست نیست (کتاب مقدس را بهتر بشناسیم، ساروخاچیکی، ص 14 و 22)
یعنی هیچ کدام از کتب موجود دارای سند متصلی به نویسندگان آنها ندارد.
3- بررسی محتوایی تورات و انجیل، بهترین شاهد بر وقوع تحریف در این دو کتاب است.
4- پس از اثبات عدم تحریف قرآن، یکی از ادله وقوع تحریف در کتب قبلی، تصریح قرآن کریم به این امر است: «یکتبون الکتاب بایدیهم و یقولون هذا من عندالله» (بقره، آیه 79)
«یا اهل الکتاب، لم تلبسون الحق بالباطل و تکتمون الحق و أنتم تعلمون» (آل عمران، آیه 78)
-----------------------
آیا از ائمه معصومین(ع) در مورد عدم تحریف قرآن حدیثی داریم یا نه؟ و آیا در کتب اهل سنت نیز حدیثی در این مورد هست یا نه؟
پاسخ پرسش اول:دلایل متعددی بر تحریف ناپذیری قرآن وجود دارد از جمله تواتر قرآن که در طی قرون و اعصار اسلامی همواره افراد زیادی قرآن را به حافظه سپرده و نقل کردهاند و نیز گواهی علما و اهتمام مسلمانان به حفظ قرآن و حساسیت در برابر تحریف و نیز آیات متعددی که بر عدم تحریف دلالت دارد.
علاوه بر اینها احادیث متعددی نیز بر پیراستگی قرآن از تحریف دلالت دارد. که این احادیث را میشود به دو دسته تقسیم کرد:
دستهی اول: احادیث کلی که از آنها استفاده میشود قرآن از هر گونه تحریف بدور است که برخی از آنها را ذکر میکنیم:
1. احادیث عرض بر کتاب:
توضیح: ائمه(ع) برای تشخیص احادیث سره از ناسره، یک معیار کلی برای ما بیان کردهاند و فرمودهاند:
احادیثی که از ما میشنوید به قرآن مجید عرضه کنید اگر موافق با قرآن بود آنها را بگیرید و بدان عمل کنید و اگر مخالف با قرآن بود آنها را رها کرده و بدان عمل نکنید. این احادیث دلالت دارد که قرآن از هرگونه تحریفی پیراسته است چرا که اگر قرآن قابل تحریف بود امام(ع) آن معیار کلی را برای ما ارائه نمیدادند و ما به نتیجهی مطلوب که شناخت صحت و عدم صحت احادیث باشد نمیرسیدیم.
نمونهای از احادیث عرض:
ـ عن الصادق(ع): «اذا ورد علیکم حدیثان مختلفان فاعرضوهما علی کتاب الله فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فردّوه».[1]
از امام صادق(ع) حکایت شده: «هنگامی که دو حدیث متفاوت (که موضوع واحد، و دو حکم متغایر داشته باشد) بر شما رسید آن دو را بر کتاب الهی عرضه نمائید اگر یکی از آن دو با قرآن موافق بود (و حکم آن بر طبق حکم آیات قرآن بود) آن را بگیرید و آن دیگری را که مخالف با حکم کتاب الهی است ترک کنید.»
ـ عن رسول الله(ص): «انّ علی کلّ حق حقیقة و علی کل صواب نوراً فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه»[2]
«از پیامبر گرامی(ص) نقل شده: همانا بر هر حقی یک حقیقتی است و بر هر عمل درستی نوری نهفته است، پس آنچه با کتاب الهی موافق باشد آن را دریابید و هر آنچه با کتاب الهی مخالف باشد رهایش کنید.»
2. حدیث ثقلین:
از جمله احادیثی که بین مسلمین به تواتر رسیده و علمای شیعه و سنی آن را نقل کردهاند حدیث ثقلین است. صدور این حدیث از پیامبر گرامی(ص) بین علما مورد اتفاق است چرا که بیش از 30 صحابه آن را از حضرت چنین نقل کردهاند:
«قال رسول الله(ص): انّی تارک فیکم الثقین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً قی یردا الی الحوض»[3] پیامبر گرامی فرمودند: «همانا من دو چیز گرانبها را در میان شما گذاردم، یکی کتاب الهی و دیگری اهل بیتم اگر به آن دو تمسک جوئید هرگز گمراه نخواهید شد تا اینکه آن دو نزد حوض کوثر بر من وارد شوند.»
حدیث مذکور بر عدم تحریف قرآن دلالت دارد؛ چرا که حضرت این حدیث شریف را برای بعد از رحلت خویش برای امت بیان کردند. اگر بعد از خودش قرآن تحریف میشد هیچگاه امت خویش را برای نجات از گمراهی، به قرآن تحریف شده سفارش نمیکرد. بنابراین از سفارش حضرت به تمسک قرآن برای عدم گمراهی امت معلوم میشود که قرآن در آینده دستخوش تحریف نخواهد شد.
دستهی دوم احادیث:
که نمونههایی را از آنها حکایت میکنیم:
1. امام رضا(ع) طی نامهای به مأمون عباسی در رابطه با قرآن چنین مینویسند:
«ان جمیع ما جاء به محمد بن عبدالله هو الحق المبین... و انّه حق من فاتحته الی خاتمته نؤمن بمحکمه متشابه و خاصه و عامه و وعده و وعیده و ناسخه و منسوخه و قصصه و اخباره لایقدر احد من المخلوقین أن یاتی بمثله»[4]
«تمام آنچه را که پیامبر(ص) آورده (قرآن) حقی است آشکار ... و اینکه قرآن از ابتدای فاتحة الکتاب تا آخر آن حق است، و ما به محکم و متشابه و خاص و عام و وعده و وعید و ناسخ و منسوخ و داستانها و اخبارش ایمان داریم، و هیچ کس از بندگان توانایی ندارد مثل آن را بیاورد.»
اینکه امام(ع) فرمودند: از ابتدای قرآن تا انتهای آن حق است دلالت دارد به اینکه، قرآن از هر گونه تحریف (نُقصان و زیادت) مبراست و قرآن موجود، همان قرآن نازل شده بر پیامبر است.
2. در روایت دیگری راوی از امام صادق در مورد قرآن موجود چنین سوال میکند:
سأت الصادق جعفر بن محمد(ع) فقلت له: یا ابن رسول الله ما تقول فی القرآن؟ فقال: هو کلام الله و قول الله و کتاب الله و وحی الله و تنزیله و هو الکتاب العزیز الذی (لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلقه، تنزیل من حکیم حمید)؛[5] «امام(ع) پاسخ میدهند: قرآن موجود همان سخن و قول الهی و کتاب و وحی الهی است، و این کتاب همان کتابی است که خدای متعال در وصفش فرموده «هیچگاه باطل از جلو و عقب به آن راه پیدا نمیکند.»
این حدیث بر عدم تحریف قرآن دلالت روشن دارد؛ چرا که امام(ع) کل قرآن موجود را وحی الهی دانسته، و نفرمود نه: قرآن کلام الهی است مگر فلان آیه که کم شده یا فلان آیه که زیاد شده است. و از این رو حضرت برای صحت ادعای خودشان در ذیل حدیث به آیهی قرآن[6] تمسک کردهاند.
3. و نیز از علی(ع) حکایت شده:
«و کتاب الله بین اظهرکم ناطق لایعیی لسانه و بیت لاتهدم ارکانه»؛[7] «کتاب الهی که در میان شماست گویایی است که زبانش خسته نمیشود و خانهای است که ستونهای آن خراب نمیشود.»
حضرت علی(ع) در این جملهی کوتاه، قرآن را به خانهای تشبیه کردهاند که هیچ گاه ستونهای آن خراب نمیشود و برای همیشه باقی و برقرار است، به طوری که کسی توانایی تخریب آن را ندارد و به تعبیر دیگر هیچ کس قادر بر تحریف قرآن نیست و قرآن از هرگونه تحریفی به دور است.
پاسخ پرسش دوم:[8]
کوشش و اهتمام مسلمانان بر حفظ آیات قرآن
اهتمام به حفظ و ضبط قرآن بعد از تلقی و دریافت وحی (= قرآن)، توسط شخص پیامبر(ص)، از مسلمات تاریخ است؛ چرا که وی پس از دریافت وحی کاتبان وحی را فرا میخواندند و آیات نازل شده، با نظارت دقیق حضرت نگاشته میشد. این اهتمام بعد از رحلت آن حضرت توسط اصحاب وی و سپس تابعین و بعد توسط مسلمین ادامه داشت. از این رو هیچ کس حتی حاکمان و صاحبان قدرت به خود اجازه نمیداد تا در قرآن کوچکترین تحریفی را انجام دهند چرا که در این صورت با اعتراض جدی صحابه و مسلمین روبرو بودند.
در اینجا به ذکر دو نمونه از اهتمام و کوشش صحابه و مسلمین در این راستا، از کتب اهل سنت اکتفا میکنیم:
الف. جلوگیری از افزودن آیهی رجم:
خلیفهی دوم گمان میکرد که جملهی «اذا زنی الشیخ و الشیخة فارجموها البتة نکالاً من الله»؛ «هرگاه پیر مرد یا پیر زنی زنا کنند البته آنان را سنگسار کنید که این عقوبت از جانب خداوند است» که به آیهی رجم معروف است جز قرآن بوده و در زمان پیامبر اسلام(ص) تلاوت میشده؛ از این رو وی در هنگام جمعآوری قرآن که توسط «زید بن ثابت» و افراد دیگر انجام میشد تلاش نمود تا آن جمله را جزء آیات قرآنی بنگارند، اما کسی از وی قبول نمیکرد، چرا که روش کار «زید بن ثابت» این بود که هر کس ادعا کند خلاف جمله از آیات قرآن است باید دو شاهد داشته باشد تا شهادت دهند که آن جزء قرآن است. ولی چون عمر برای مدعای خویش هیچ شاهدی نداشت آن جمله را از وی قبول نکردند و آن را ننوشتند.[9]
ب. جلوگیری از حذف واو در قرآن:
خلیفهی دوم گمان میکرد که آیهی «السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین ابتعوهم باحسان»[10] باید بدون حرف واو در «والذین»، و با رفع کلمهی «الانصار»، و بدون عطف بر «المهاجرین» قرائت شود تا صرفاً مهاجرین از مصادیق «السابقون الاولین» باشند. لذا وقتی که «زید بن ثابت» مشغول جمعآوری قرآن بود عمر از وی خواست تا آیه را بدون حرف «واو» بنویسد، اما «زید بن ثابت» جواب منفی داد و به وی گفت: «الذین» با حرف «واو» است نه بدون «واو»، اما عمر همچنان بر حرف خویش اصرار داشت تا اینکه دستور داد «اُبی بن کعب» را احضار کنند و مسئله را از او سوال کنند، وی آمد و کلام «زید بن ثابت» را تصدیق کرد و عمر از «اُبی بن کعب» متابعت کرد.[11]
اینگونه احادیث نشان میدهد که برادران اهل سنت نیز نسبت به عدم تحریف قرآن پایبند بودهاند و از آن جلوگیری میکردهاند.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. صیانة القرآن من التحریف، آیت الله معرفت، ترجمهی آن تحریف ناپذیری قرآن.
2. سلامة القرآن عن التحریف، دکتر نجارزادگان.
3. البیان، آیت الله خوئی.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج 18، ص 84، ح 29.
[2] . همان مصدر، ص 78، ح 10.
[3] . نک: الغدیر، علامه امینی، احقاق الحق و سنن ترمذی، ج 2، ص 308.
[4] . عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، ج 2 / 122، ط 1363.
[5] . امالی شیخ صدوق، ص 639، انتشارات مؤسسه بعثت تهران.
[6] . فصلت / 42.
[7] نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 133.
[8] . در رابطه با عدم تحریف قرآن حدیثی را از کتب اهل سنت نیافتیم اما شواهد تاریخی که در کتب آنها وجود دارد میتواند عدم تحریف قرآن را ثابت کند.
[9] . الاتقان، سیوطی، ج 1، ص 118.
[10] . توبه / 100.
[11] . الدرر المنثور، سیوطی، ج 4، ص 268، انتشارات دارالفکر.
-----------------------
عدم تحریف قرآن (پایگاه حوزه )
قرآنی که امروز در دست مسلمین جهان است همان است که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شد، نه چیزی از آن کاسته شده و نه چیزی بر آن افزوده گشته است! از همان روزهای نخست گروه بزرگی از کاتبان وحی، آیات قرآن را پس از نزول مینوشتند، و مسلمانان موظف بودند شب و روز آن را بخوانند، و در نمازهای پنجگانه خود آن را تکرار کنند، گروه عظیمی آیات قرآن را به خاطر میسپردند و حفظ میکردند، حافظان قرآن و قاریان، همیشه در جوامع اسلامی موقعیت و مقام ویژهای داشته و دارند.
مجموع این امور و جهات دیگر سبب شد که کمترین تغییر و تحریفی در قرآن راه نیابد.
افزون بر این، خداوند حفظ آن را تا پایان جهان تضمین کرده است و با وجود این تضمین الهی، تغییر و تحریف آن غیر ممکن است: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون، ما قرآن را نازل کردیم و بطور قطع از آن پاسداری میکنیم» . (1)
همه محققان و علمای بزرگ اسلام-اعم از شیعه و اهل سنت-در این امر متفقند که هیچ گونه دست تحریف به سوی قرآن دراز نشده است، تنها افراد اندکی از هر دو گروه قول به تحریف را به خاطر پارهای از روایات دنبال کردهاند، ولی آگاهان دو گروه، این نظر را بطور قاطع رد میکنند، و روایات مزبور را «مجعول» دانسته و یا ناظر به «تحریف معنوی» (یعنی تفسیر نادرستبرای آیات قرآن) یا اشتباه «تفسیر قرآن» به «متن قرآن» میدانند-دقت کنید.
کوته فکرانی که اصرار دارند، اعتقاد به تحریف قرآن را که مخالف صریح کلمات علمای معروف و بزرگ شیعه و اهل سنت استبه گروهی از شیعه یا غیر شیعه نسبت دهند، ناآگاهانه به قرآن ضربه میزنند و به خاطر اعمال تعصبهای ناروا، اعتبار این کتاب بزرگ آسمانی را زیر سؤال میبرند و آب به آسیاب دشمن میریزند.
مطالعه سیر تاریخی جمع آوری قرآن از عصر پیامبر (ص) و اهتمام فوق العاده، مسلمین به کتابت و حفظ و تلاوت و نگهداری آن مخصوصا وجود گروه کاتبان وحی از روز نخست، این حقیقت را برای همه روشن میسازد که باز شدن دست تحریف به قرآن غیر ممکن بوده است.
و نیز غیر از این قرآن معروف قرآن دیگری وجود ندارد، دلیل آن بسیار روشن است و راه تحقیق به روی همه باز است زیرا امروز قرآن در تمام خانههای ما، و همه مساجد و عموم کتابخانههای سراسر کشور ما وجود دارد، حتی قرآنهای خطی که قرنها پیش نوشته شده و در موزههای ما نگهداری میشود، همه نشان میدهد که عین قرآنهایی است که در سایر کشورهای اسلامی وجود دارد، و اگر در گذشته راه تحقیق برای این مسائل وجود نداشت، امروز درهای تحقیق به روی همه گشوده است و با مختصر تحقیقی، بی اساس بودن این نسبتهای ناروا آشکار میگردد.
«فبشر عباد×الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، بندگان مرا بشارت ده-که سخنان را میشنوند و از نیکوترین آن پیروی میکنند» . (2)
در حوزههای علمیه ما امروز علوم قرآنی به صورت گسترده تدریس میشود، و یکی از مباحث مهمی که در این دروس مطرح است، بحث عدم تحریف و دگرگونی قرآن میباشد. (3)
پینوشتها:
1- سوره حجر، آیه 9.
2- سوره زمر، آیه 17 و 18.
3- ما در نوشتههای خود اعم از بحثهای «تفسیر» و «اصول فقه» ، بحثهای گستردهای در زمینه عدم تحریف داشتهایم (به کتاب انوار الاصول و تفسیر نمونه مراجعه شود)
منابع :http://www.pasokhgoo.ir
http://www.hawzah.net
http://www.porsojoo.com
http://www.quransc.com


